کلمات مرتبط(throw away):بازگشت به واژه throw awayaway throw
دور انداختن ،اشغال ،چيز دورانداخته ،چيز بى مصرفکلمات مرتبط(2)
دور انداختن ، آشغال، چیز دورانداخته ، چیز بی مصرف.
v.
Put away your worries
he shed his image as a pushy boss
shed your clothes